خواب دیدم آمده بودی...
بویت در همه جا پیچیده بود...
عطر
چای و کلوچه فومن و تو....
آنطرف روی صندلی چوبی ات کنار پنجره برایم آرام زمزمه می کردی...
ترد ترد شده بودم سبک مثل حریر تنت...
انگار برف سالها بود که میبارید و شومینه گرم گرم...
زمستان بود اما بهار در همه جای خانه میخندید...
صدایم کردی،
چای....
از خواب پریدم.... فرداشب اگر آمدی صدایم نکن... فرهاد...
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 100 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 14:36