برگشته طاووسی که از رونق بیاندازد
بازار سرد زخمهای روی بالم را
شوقی اگر در من بمیرد اتفاقی نیست
بادست خود هم میزنم فنجان فالم را
رودم ولی هرگز به دریایی نمیریزم
تا برکه ای گم کرده رویای محالم را
تا از دهان آشنایی نشنوم نامی
برصورتم پیچیده ام اینبار شالم را
در من نباید انتظار شعله ای باشد
پوشانده یک خروار خاکستر ذغالم را
زل میزند مادام در من رخوتی آنسو
هربار از آیینه میپرسم سوالم را...
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152
پربسته و طوفان زده در سیل خروشان
در کشتی امنت بده ای عشق پناهم
کو دادرسی در پس این بی ثمری ها
پیوسته به دنبال تو من چشم به راهم
هر لحظه که بی توست٬ مرا خانه خرابیست
وابسته به یک ناله و محکوم به آهم
بانوی سحر٬قبله نو٬روح دمادم
خورشید بتابان به سرانجام سیاهم
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 96
درون دایره ای از شکست خوردن ها
کشاکش پژمردگی و ناکامی
و درحوالی آسمان بی خورشید
میان زمزمه مرگ نا به هنگامی
بدون تو درگیر مرگ و اندوهم
غریبه ای وسط شعله های بدنامی
بیا و چلچله ها را دوباره عاشق کن
غزل بریز به پیمانه های ناکامی
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 168
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 150
سربه زیر آمده بودم همه عمر ولی
یک نظر توبه شکستن،چه به بار آورده
مثل دیوانه و ماهیم،من و چشمانت
این بلاییست که نی بر سر مار آورده
سر برون میکشم از پیله خود هنگامی
که صدای تو نوای دف و تار آورده
هوس سیب دلم داشت،ولی لبهایت
خبر از معجزه فصل انار آورده
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85