هوا ابریست...
زمستان سخت می تازد...
زمین یخ بسته،دنیا سرد،دلها آه... یخبندان...
نگاه هر کدام از ما سلام مبهم افسوس یا وحشت...
بدنهامان غبار اندود
و لب از خنده ای عاجز...
خیابان خالی از هر شوق،شب در هر کجا پیداست.
وطن آبستن اندوه،شرف ارزانتر از سکه
و زندان در درون هر کدام از ما تلمبار است...
فراوان دسته سگ های ولگرد و چه اندک شیرهادر بند...
صدا از غار غار زاغها مملو،قناری سخت افسرده...
زمین و آسمان خسته... و میهن سخت بیمار است...
فرهاد...
ما را در سایت فرهاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 14:36